spigot
UKspigət
US'spıgət
معنی فارسی
تولي ، لب لوله که درلوله ديگرجامي افتد
معنی کامل و مثالها
/spig´ǝt/n.
● چوب پنبه (گوه یا چوبی که با آن سوراخ بشکه و غیره را میگیرند)، گوه، چوب، سوراخگیر، توپی
he removed the spigot and poured some of the wine into a bowl
سربطری را درآورد و قدری از شراب را در یک جام ریخت.
● شیر آب (faucet هم میگویند)
● واشر یا سوپاپ شیرآب
● نرکی لوله (که در مادگی جا میگیرد)، سر لوله، سر تنبوشه
spigot and socket
نر و مادگی سر لوله یا سر تنبوشه
تعریف انگلیسی
noun
- a plug for a bunghole in a cask
- a regulator for controlling the flow of a liquid from a reservoir
مترادفها
noun
Spile, stopper, stopple, spill, plug.