دیکشنری فارسی

spigot

UKspigət US'spıgət

معنی فارسی

تولي ، لب لوله که درلوله ديگرجامي افتد

معنی کامل و مثال‌ها

/spig´ǝt/n.

● چوب پنبه (گوه یا چوبی که با آن سوراخ بشکه و غیره را می‌گیرند)، گوه، چوب، سوراخگیر، توپی

he removed the spigot and poured some of the wine into a bowl

سربطری را درآورد و قدری از شراب را در یک جام ریخت.

● شیر آب (faucet هم می‌گویند)

● واشر یا سوپاپ شیرآب

● نرکی لوله (که در مادگی جا می‌گیرد)، سر لوله، سر تنبوشه

spigot and socket

نر و مادگی سر لوله یا سر تنبوشه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a plug for a bunghole in a cask
  2. a regulator for controlling the flow of a liquid from a reservoir

مترادف‌ها

noun
Spile, stopper, stopple, spill, plug.

واژه‌های دیگر با معنی «تولي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن