دیکشنری فارسی

spillover

US'spı'ləuvə

معنی فارسی

سرريز

معنی کامل و مثال‌ها

/spil´ō´vǝr/n.

● لبریزی، سرریزی

● ریختگی

● مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی

● اضافه جمعیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. (economics) any indirect effect of public expenditure

واژه‌های دیگر با معنی «سرريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن