spillover
US'spı'ləuvə
معنی فارسی
سرريز
معنی کامل و مثالها
/spil´ō´vǝr/n.
● لبریزی، سرریزی
● ریختگی
● مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی
● اضافه جمعیت
تعریف انگلیسی
noun
- (economics) any indirect effect of public expenditure