spindly
معنی فارسی
دوک وار.
معنی کامل و مثالها
/spind´lē/adj.
● دراز و باریک، دراز و لاغر، دوکدیس، دوکسان، دوکی، دوک مانند
a spindly tower
برج باریک و بلند
that sick child's spindly legs
پاهای دوک مانند آن کودک بیمار
تعریف انگلیسی
adjective
- long and lean