دیکشنری فارسی

spindly

معنی فارسی

دوک وار.

معنی کامل و مثال‌ها

/spind´lē/adj.

● دراز و باریک، دراز و لاغر، دوک‌دیس، دوکسان، دوکی، دوک مانند

a spindly tower

برج باریک و بلند

that sick child's spindly legs

پاهای دوک مانند آن کودک بیمار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. long and lean

واژه‌های دیگر با معنی «دوک وار.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن