دیکشنری فارسی

spire (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/spīr/n.

● رجوع شود به: spiral

● رجوع شود به: coil

● هر یک از حلقه‌های مارپیچ یا حلزون

● (در صدف حلزون‌ها و غیره) نوک حلزون، قله‌ی صدف

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن