spire (2)
معنی کامل و مثالها
/spir/n., vi.
● (گیاه) ساقه، جوانه، برگ دراز (مانند برگ چمن)
● نوک کوه، قله، کوهسر
● (کلیسا و غیره) منار، مناره، سربرج (به پایه یا بدنه آن میگویند steeple)، جوانهزدن، روییدن، رستن
seeds spire under suitable conditions
تحت شرایط مناسب دانه میروید.
● (منارمانند) سربه آسمان کشیدن