دیکشنری فارسی

spirochete

معنی فارسی

تارپيچ اسپيروشت اسپيروکت

معنی کامل و مثال‌ها

/spī´rō kēt´/n.

● (ترکیزه شناسی) تارپیچ، اسپیروشت، اسپیروکت (spirochaete هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. parasitic or free-living bacteria; many pathogenic to humans and other animals

واژه‌های دیگر با معنی «تارپيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن