دیکشنری فارسی

spitball

US'spıt'bɔl

معنی فارسی

به گوي تف کردن و آن را پرتاب کردن

کاغذ جويده و قلمبه کرده

معنی کامل و مثال‌ها

/spit´bôl´/n.

(بیس‌بال) به گوی تف کردن و آن را پرتاب کردن

کاغذ جویده و قلمبه کرده (برای پرتاب به کسی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a projectile made by chewing a piece of paper and shaping it into a sphere
  2. an illegal pitch in which a foreign substance (spit or Vaseline) is applied to the ball by the pitcher before he throws it

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن