دیکشنری فارسی

spitter

معنی فارسی

خدوافکن، آب دهان انداز، تف کن

رجوع شود به spitball

معنی کامل و مثال‌ها

/spit´ǝr/n.

● (انسان یا حیوان) خدوافکن، آب دهان انداز، تف کن

● (عامیانه) رجوع شود به: spitball

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who spits (ejects saliva or phlegm from the mouth)
  2. an illegal pitch in which a foreign substance (spit or Vaseline) is applied to the ball by the pitcher before he throws it

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن