دیکشنری فارسی

split-up

معنی کامل و مثال‌ها

/-up´/n.

● انشعاب، بخش‌سازی، تقسیم، چند شاخگی، تفکیک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن