spoke (1)
معنی کامل و مثالها
/spōk/n., vt.
● (چرخ دوچرخه و درشکه و غیره) اسپوک، پره
● (نردبان) پله (rung هم میگویند)
● (فرمان کشتی یا اتومبیل) دستگیره، جادستی
● پردهدار کردن، اسپوک دار کردن، (نردبان) پلهدار کردن، میلهدار کردن
/spōk/n., vt.
● (چرخ دوچرخه و درشکه و غیره) اسپوک، پره
● (نردبان) پله (rung هم میگویند)
● (فرمان کشتی یا اتومبیل) دستگیره، جادستی
● پردهدار کردن، اسپوک دار کردن، (نردبان) پلهدار کردن، میلهدار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن