دیکشنری فارسی

spoke (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/spōk/n., vt.

● (چرخ دوچرخه و درشکه و غیره) اسپوک، پره

● (نردبان) پله (rung هم می‌گویند)

● (فرمان کشتی یا اتومبیل) دستگیره، جادستی

● پرده‌دار کردن، اسپوک دار کردن، (نردبان) پله‌دار کردن، میله‌دار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن