دیکشنری فارسی

sponge on

تعریف انگلیسی

verb
  1. apply with a sponge “The painter sponged on his washes” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن