دیکشنری فارسی

spontaneity

UKspɔntəniətiː US'spɔntə'ni:ətı

معنی فارسی

خود بخودي صرافت خود بخود خود رويي طيب خاطر بي اختياري زيبايي طبيعي

معنی کامل و مثال‌ها

/spän´tǝ nē´ǝ tē/n., pl.

خود انگیختگی، خودبخودی، خودجوشی، خودآیندی

عمل یا حرکت خودانگیخته

مترادف‌ها

noun
Spontaneousness.

واژه‌های دیگر با معنی «خود بخودي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن