دیکشنری فارسی

spontaneous generation

معنی فارسی

خلق الساعه پيدايش خودبخود بطيب خاطر بي اختيار

معنی کامل و مثال‌ها

● نازیست زایی، (امروزه مردود) به وجود آمدن جاندار از هیچ، خودزایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a hypothetical organic phenomenon by which living organisms are created from nonliving matter

واژه‌های دیگر با معنی «خلق الساعه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن