دیکشنری فارسی

spool

UKspuːl USspu:l

معنی فارسی

قرقره غرغره ماسوره به غرغره پيچيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/spōōl/n., vt.

● (برای نخ یا سیم و غیره) قرقره

● ماسوره، گوفیه، شفته، دشکه، بوبین

● آنچه دور قرقره پیچیده شده است

● دور قرقره پیچیدن، قرقره پیچ کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a winder around which thread or tape or film or other flexible materials can be wound
  2. transfer data intended for a peripheral device (usually a printer) into temporary storage “Somebody ----s something”
  3. wind onto a spool or a reel “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «قرقره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن