دیکشنری فارسی

spool

UKspuːl USspu:l

معنی فارسی

قرقره غرغره ماسوره به غرغره پيچيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/spōōl/n., vt.

(برای نخ یا سیم و غیره) قرقره

ماسوره، گوفیه، شفته، دشکه، بوبین

آنچه دور قرقره پیچیده شده است

دور قرقره پیچیدن، قرقره پیچ کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. transfer data intended for a peripheral device (usually a printer) into temporary storage “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. wind onto a spool or a reel “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «قرقره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن