دیکشنری فارسی

sportingly

US'spɔ:tıŋlı

معنی فارسی

تفريح دوست ، بازي دوست ، در خور ورزش کاران

تعریف انگلیسی

adverb
  1. so as to be sporting; in a sporting manner “Derived from adjective: sporting”

واژه‌های دیگر با معنی «تفريح دوست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن