دیکشنری فارسی

sportsmanship

UKspɔːtsmənʃip US'spɔ:tsmən'ʃıp

معنی فارسی

عشق يا استادي در ورزشهاي تفريحي چون شکار

و مانند آن

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn ship´/n.

● ورزشکاری، پهلوانی

● شکارچی‌گری، صیادی

● جوانمردی، انصاف

تعریف انگلیسی

noun
  1. fairness in following the rules of the game

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن