دیکشنری فارسی

sportswoman

UKspɔːtswumən

معنی فارسی

زن ورزشکار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-woom´ǝn/n., pl.

● (زن) ورزشکار

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who engages in sports

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن