spot pass
معنی فارسی
پاس غيرمستقيم
پاسي که بجاي فرستادن به بازيگر به نقطه
معيني فرستاده مي شود (فوتبال آمريکايي)
معنی کامل و مثالها
● پاس دادن توپ به محل خالی زمین که قرار است عضو دیگر تیم فورا خود را به آنجا برساند
تعریف انگلیسی
noun
- a pass to a designated spot on the field; the receiver should arrive at that spot the same time the ball does