دیکشنری فارسی

spot-check

معنی کامل و مثال‌ها

/-chek´/vt., n.

● الله بختی آزمایش کردن یا سنجیدن، نمونه‌سنجی کردن

● نمونه سنجی، سنجش جسته و گریخته

تعریف انگلیسی

verb
  1. pick out random samples for examination in order to ensure high quality “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن