دیکشنری فارسی

spouse

UKspauz USspaus

معنی فارسی

همسر زن يا شوهر

معنی کامل و مثال‌ها

/spous/n., vt.

● همسر، زن، شوهر، شریک زندگی

● (قدیمی) ازدواج کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person's partner in marriage

مترادف‌ها

noun
Husband or wife, married person, consort, mate, partner, companion.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن