دیکشنری فارسی

sprawly

تعریف انگلیسی

adjective
  1. spread out irregularly “a big sprawly city”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن