دیکشنری فارسی

spray (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sprā/n.

● شاخه گل، شاخه‌ی گل و برگ

he cut a spray from the tree and gave it to Julie

یک شاخه گل و برگ‌دار از درخت کند و به جولی داد.

● دسته‌گل

she placed a spray of yellow flowers on her husband's tomb

یک دسته گل زرد روی قبر شوهرش گذاشت.

● تزیین به شکل دسته‌ی گل یا شاخه گل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن