spray 2 معنی فارسی آب پاشي واژههای دیگر با معنی «آب پاشي» asperges مراسم آب پاشي بر محراب و بر کشيشان و، نيايشگران پيش از مراسم عشاي رباني .، سرودي که طي اين مراسم زمزمه ميشود. sprinkling کم، مقدار کم، شمار اندک