دیکشنری فارسی

spreader

UKspredər US'spredə

معنی فارسی

پهن کننده منتشر کننده شعله پخش کن سراب پاش

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (شخص‌یا چیز) گسترنده، گسترشگر، مالنده

● ماله

● (وسیله‌ی چاقو مانند برای مالیدن کره و غیره به نان) کره مال

● دستگاه ویژه‌ی پراکندن یا پاشیدن، پراکنگر، - گستر

a fertilizer spreader

کودگستر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a hand tool for spreading something “he used his knife as a spreader”
  2. a mechanical device for scattering something (seed or fertilizer or sand etc.) in all directions

واژه‌های دیگر با معنی «پهن کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن