spreader
UKspredər
US'spredə
معنی فارسی
پهن کننده منتشر کننده شعله پخش کن سراب پاش
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● (شخصیا چیز) گسترنده، گسترشگر، مالنده
● ماله
● (وسیلهی چاقو مانند برای مالیدن کره و غیره به نان) کره مال
● دستگاه ویژهی پراکندن یا پاشیدن، پراکنگر، - گستر
a fertilizer spreader
کودگستر
تعریف انگلیسی
noun
- a hand tool for spreading something “he used his knife as a spreader”
- a mechanical device for scattering something (seed or fertilizer or sand etc.) in all directions