دیکشنری فارسی

spring chicken

معنی کامل و مثال‌ها

● جوجه

● (خودمانی) جوان، بی‌تجربه، خامدست

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young person (especially a young man or boy)
  2. a young chicken having tender meat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن