دیکشنری فارسی

springtime

UKspriŋtaim US'sprıŋ'taım

معنی فارسی

فصل بهار جواني شباب بهار زندگاني.

معنی کامل و مثال‌ها

/-tīm´/n.

بهاران، فصل بهار

سرآغاز، سرفصل

واژه‌های دیگر با معنی «فصل بهار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن