دیکشنری فارسی

sprint

USsprınt

معنی فارسی

دو و کوتاه و تند (کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/sprint/vi., n.

● (به ویژه در فاصله‌ی کوتاه) به سرعت دویدن، تازیدن

● مسابقه‌ی دو سرعت، همداوی تازش (dash هم می‌گویند)

● دو با سرعت، تازش، تاخت، تازگری

● دوران فعالیت شدید

* sprinter, n.

دونده‌ی دو سرعت، تیزپا، تازگر

تعریف انگلیسی

verb
  1. a quick run
  2. run very fast, usually for a short distance “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Sam and Sue sprint”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن