دیکشنری فارسی

sprung

USsprʌŋ

معنی کامل و مثال‌ها

/spruŋ/vi., vt., adj.

● زمان گذشته و اسم مفعول: spring

● دارای فنر شکسته یا کشیده یا خراب

● تاب برداشته، کج، قر

● فنردار، فنری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن