دیکشنری فارسی

spunky

UKspʌŋkiː US'spʌŋkı

معنی فارسی

پرحرارت باروح غيور.

معنی کامل و مثال‌ها

/spuŋ´kē/adj.

(عامیانه) پر دل و جرات، شجاع، جسور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing courage “the champion is faced with a feisty challenger”
  2. willing to face danger

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن