دیکشنری فارسی

spurt

USspə:t

معنی فارسی

کوشش ناگهاني و کوتاه (کردن) ،

جنبش تند و ناگهاني (کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/spu_rt/vt., vi., n.

(فواره‌وار) بیرون دادن، فوران کردن، (مانند آب دزدک) پاشیدن، اشپوختن، پراندن

the boys spurted water from their mouths

پسرها از دهانشان آب می‌پراندند.

blood was spurting from his head wound

از زخم سر او خون فواره می‌زد.

(مثلا در اواخر مسابقه‌ی دویدن) زور آخر را زدن، بر کوشش خود افزودن، رمق تازه از خود نشان دادن

in the last round the Egyptian runner spurted ahead of every one else

در دور آخر دونده‌ی مصری از همه جلو زد.

فوران، جهش، ریزش

wild spurts of rain

ریزش‌های شدید باران

زورآخر، تلاش زودگذر، کوشش ناگهانی، رمق تازه، نوتوانی، رونق ناگهانی یا زودگذر

a sales spurt

زیاد شدن ناگهانی فروش

growth spurt

رشد ناگهانی و شدید

تعریف انگلیسی

verb
  1. move or act with a sudden increase in speed or energy “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s”
  2. gush forth in a sudden stream or jet “water gushed forth” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP”

مترادف‌ها

I. noun
1. Jet, sudden gushing.
2. Sudden effort, short exigency.
II. verb neuter
[Written also Spirt.] Gush, spring out, stream out suddenly, jet, well, spout.

واژه‌های دیگر با معنی «کوشش ناگهاني و کوتاه (کردن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن