spurt
معنی فارسی
کوشش ناگهاني و کوتاه (کردن) ،
جنبش تند و ناگهاني (کردن)
معنی کامل و مثالها
/spu_rt/vt., vi., n.
● (فوارهوار) بیرون دادن، فوران کردن، (مانند آب دزدک) پاشیدن، اشپوختن، پراندن
the boys spurted water from their mouths
پسرها از دهانشان آب میپراندند.
blood was spurting from his head wound
از زخم سر او خون فواره میزد.
● (مثلا در اواخر مسابقهی دویدن) زور آخر را زدن، بر کوشش خود افزودن، رمق تازه از خود نشان دادن
in the last round the Egyptian runner spurted ahead of every one else
در دور آخر دوندهی مصری از همه جلو زد.
● فوران، جهش، ریزش
wild spurts of rain
ریزشهای شدید باران
● زورآخر، تلاش زودگذر، کوشش ناگهانی، رمق تازه، نوتوانی، رونق ناگهانی یا زودگذر
a sales spurt
زیاد شدن ناگهانی فروش
growth spurt
رشد ناگهانی و شدید
تعریف انگلیسی
- move or act with a sudden increase in speed or energy “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s”
- gush forth in a sudden stream or jet “water gushed forth” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP”
مترادفها
I. noun
1. Jet, sudden gushing.
2. Sudden effort, short exigency.
II. verb neuter
[Written also Spirt.] Gush, spring out, stream out suddenly, jet, well, spout.