دیکشنری فارسی

sputnik

US'spʌtnık

معنی فارسی

ماهواره

معنی کامل و مثال‌ها

/spoot´nik, sput´-/n.

● (روسی) ماهواره (رجوع شود به: satellite)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a Russian artificial satellite “Sputnik was the first man-made satellite to orbit the earth”

واژه‌های دیگر با معنی «ماهواره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن