دیکشنری فارسی

squall (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/skwôl/n., vi.

● توفان شدید و کوتاه (معمولا همراه با باران یا برف)، باد و بوران، رگبار، باد وبارش، تند وز، تند وزنده

● (عامیانه) گرفتاری، دردسر، بلوا

● (باد) سخت وزیدن، باد و بوران کردن، توفان شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن