squamation
معنی فارسی
بشکل فلس، پولک، پوشش فلسي شکل حيوانات.
معنی کامل و مثالها
/skwā mā´shǝn/n.
● (گیاه یا جانور) پولک پوشی، فلس پوشی، پولکداری
بشکل فلس، پولک، پوشش فلسي شکل حيوانات.
/skwā mā´shǝn/n.
● (گیاه یا جانور) پولک پوشی، فلس پوشی، پولکداری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن