دیکشنری فارسی

square away

معنی فارسی

سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. put (things or places) in order “Tidy up your room!” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن