دیکشنری فارسی

squatter

UKskwɔtər US'skwɔtə

معنی فارسی

چمباتمه زن ، قوزکن ،

اقامت گزين درزمين غير معمور.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (آدم یا حیوان) کمین کننده، خف کننده

● چمباتمه زننده

● ساکن غیرقانونی (معمولا در ملک خالی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who settles lawfully on government land with the intent to acquire title to it
  2. someone who settles on land without right or title

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن