دیکشنری فارسی

squire

USskwaıə

معنی فارسی

ملاک عمده ، ارباب ، آقا ، زن نواز ، عشقباز ،

همراهي کردن با ، همراه بودن با (زن)

معنی کامل و مثال‌ها

/skwīr/n., vt.

(جوان اشرافی که به عنوان ملازم و نوچه به شوالیه‌های قرون وسطی خدمت می‌کرد) نوچه‌ی سلحشور

(انگلیس) ملاک عمده

(انگلیس - عنوان احترام‌آمیز به ویژه برای امین صلح یا بزرگان محل‌های روستایی) آقا، جناب

(مرد) مشایع خانم

در التزام بانو بودن، خانم را به خانه رساندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. young nobleman attendant on a knight
  2. an English country landowner “Regions: United Kingdom, UK, U.K., Britain, United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland, Great Britain”
  3. a man who attends or escorts a woman “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

I. verb active
Attend, escort, gallant, accompany, wait on.
II. noun
Esquire.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن