squire
USskwaıə
معنی فارسی
ملاک عمده ، ارباب ، آقا ، زن نواز ، عشقباز ،
همراهي کردن با ، همراه بودن با (زن)
معنی کامل و مثالها
/skwīr/n., vt.
● (جوان اشرافی که به عنوان ملازم و نوچه به شوالیههای قرون وسطی خدمت میکرد) نوچهی سلحشور
● (انگلیس) ملاک عمده
● (انگلیس - عنوان احترامآمیز به ویژه برای امین صلح یا بزرگان محلهای روستایی) آقا، جناب
● (مرد) مشایع خانم
● در التزام بانو بودن، خانم را به خانه رساندن
تعریف انگلیسی
verb
- young nobleman attendant on a knight
- an English country landowner “Regions: United Kingdom, UK, U.K., Britain, United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland, Great Britain”
- a man who attends or escorts a woman “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”
مترادفها
I. verb active
Attend, escort, gallant, accompany, wait on.
II. noun
Esquire.