دیکشنری فارسی

squirelly

معنی فارسی

اتومبيلي که در سرعت زياد کنترل آن سر پيچ

مشکل باشد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن