squirrel
UKskwirəl
US'skwə:rəl
معنی فارسی
سنجاب
معنی کامل و مثالها
/skwu_r´ǝl, skwu_rl/n., pl.
● (جانور شناسی) سنجاب (تیرهی Sciuridae)
● خزسنجاب
● (معمولا با: away - مثل سنجاب که خوراک ذخیره میکند) احتکار کردن، انبار کردن، انباشتن
تعریف انگلیسی
noun
- a kind of arboreal rodent having a long bushy tail
- the fur of a squirrel