دیکشنری فارسی

squirt

USskwə:t

معنی فارسی

آب دزدک ، آب پران ، جريان ، فواره کوچک ،

آدم گستاخ و بي معني ، آب پراندن

معنی کامل و مثال‌ها

/skwu_rt/vt., vi., n.

● آب دزدک، آب پران

a squirt gun

تپانچه‌ی آب دزدکی

Peyman splashed me with a squirt

پیمان با آب دزدک به من آب پاشید.

● (با آب دزدک و غیره) آب پراندن، آب پرانی کردن، پاشیدن

the boys squirted water at each other

پسرها (با آب دزدک) به هم آب پراندند.

● آبگونه‌ی پرانده شده، آب ریسمان

● (آبگونه) برون پریدن، تیرک زدن

● آب پرانی، (با آبدزدک یا سرنج) آب پاشی

● (عامیانه) رجوع شود به: whippersnapper

تعریف انگلیسی

verb
  1. the occurrence of a sudden discharge (as of liquid)
  2. someone who is small and insignificant
  3. cause to come out in a squirt “the boy squirted water at his little sister” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP” “They squirt the bread with melted butter”
  4. wet with a spurt of liquid “spurt the wall with water” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP” “The women squirt water into the bowl”

مترادف‌ها

I. verb active
Eject (through a syringe), spirt.
II. noun
Syringe.

واژه‌های دیگر با معنی «آب دزدک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن