دیکشنری فارسی

squishy

US'skwıʃı

معنی فارسی

جيغ ودادي ، داراي صداي ترق وتروق ،

پيچ وتاب دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● نرم، شکل‌پذیر

● دارای صدای چلپ چلوپ یا شرپ شرپ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. easily squashed; resembling a sponge in having soft porous texture and compressibility “spongy bread”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن