دیکشنری فارسی

stable (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/stā´bǝl/n., vt., vi.

● طویله، اصطبل، سرطویله، باره‌بند

● چارپایان طویله

● همه‌ی اسب‌های مسابقه‌ای که متعلق به یک نفر هستند

● مهتر، مربی اسب‌های مسابقه

● (امریکا - عامیانه) همه‌ی ورزشکاران یا هنرپیشگان دارای کارگزار مشترک

● در طویله قرار دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن