stable (2)
معنی کامل و مثالها
/stā´bǝl/n., vt., vi.
● طویله، اصطبل، سرطویله، بارهبند
● چارپایان طویله
● همهی اسبهای مسابقهای که متعلق به یک نفر هستند
● مهتر، مربی اسبهای مسابقه
● (امریکا - عامیانه) همهی ورزشکاران یا هنرپیشگان دارای کارگزار مشترک
● در طویله قرار دادن