stablind معنی فارسی طويله واژههای دیگر با معنی «طويله» stabling طويله، ستورگاه pigsty طويله خوک، خوک دان، گرازدان stock-yard حياط طويله stall جاي ايستادن يک اسب در طويله، آخور، غرفه mews طويله هايي که گرداگرد ميداني بسازند yard man کسيکه براي اداره کارهاي طويله اجير ميشود، مهتر گاو، متصدي محوطه . jobmaster طويله داري که اسب رابطورمقاطعه کرايه ميدهد liveryman طويله داري که اسبهاي مردم را در برابر دست مزد، نگاه ميدارد، نوکر livery stable طويله براي نگهداري اسبهاي مردم در برابردست مزد cowshed گاوداني، طويله