دیکشنری فارسی

staff officer

معنی فارسی

افسر ستاد.

معنی کامل و مثال‌ها

● افسر ستاد

● (نیروی دریایی امریکا) افسر غیر رزمی (مانند پزشک یا حسابدار)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a commissioned officer assigned to a military commander's staff

واژه‌های دیگر با معنی «افسر ستاد.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن