stagy
UKsteidʒiː
معنی فارسی
در خور نمايشگاه
معنی کامل و مثالها
/stā´jē/adj.
● (تداعی منفی) تئاتری، نمایشی، مثل صحنهی نمایش
● غیر واقعی، وانمودین، تظاهری
a stagy way of talking
روش حرف زدن به تقلید از بازیگران