دیکشنری فارسی

stagy

UKsteidʒiː

معنی فارسی

در خور نمايشگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/stā´jē/adj.

(تداعی منفی) تئاتری، نمایشی، مثل صحنه‌ی نمایش

غیر واقعی، وانمودین، تظاهری

a stagy way of talking

روش حرف زدن به تقلید از بازیگران

واژه‌های دیگر با معنی «در خور نمايشگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن