دیکشنری فارسی

stalling

UKstɔːliŋ US'stɔlıŋ

معنی فارسی

جاي ايستادن يک اسب در طويله ، آخور ، غرفه ،

دکان چه ، دکان تخته اي کوچک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tactic used to mislead or delay

واژه‌های دیگر با معنی «جاي ايستادن يک اسب در طويله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن