دیکشنری فارسی

stance

UKstæns USstæns

معنی فارسی

(در بازي گلف) وضع

معنی کامل و مثال‌ها

/stans/n.

● طرز ایستادن (مثلا هنگام شمشیربازی یا زدن توپ)، (طرز) قرار گیری، وضع بدن، اندام نهشت

the crouching stance of a boxer

حالت خیز برداشته‌ی مشت باز

● طرز برخورد، موضع، رفتار نمود

a belligerant political stance

موضع سیاسی ستیز گرانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. standing posture
  2. a rationalized mental attitude

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن