stanched UKstæntʃt USstæntʃt معنی فارسی بند آوردن واژههای دیگر با معنی «بند آوردن» stanch بند آوردن unlace بند کفش و غيره را باز کردن، گشودن.، توري جامه را جدا کردن يا در آوردن