دیکشنری فارسی

stand-up

معنی کامل و مثال‌ها

/-up´/adj.

● ایستاده، شق و رق، شق، افراشته

● در حالت ایستاده

a stand-up lunch

ناهار ایستاده

● (یقه) آهاردار و بلند (تا بالای گلو)

● (امریکا) وابسته به کسی که در کلوب‌ها و میخانه‌ها با شوخی لفظی مشتریان را سرگرم می‌کند

a stand-up comedian

کمدین کاباره

● (خودمانی) وفادار، محکم

a stand-up guy

آدم استخوان دار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. requiring a standing position “a stand-up bar” “a stand-up comic”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن