standard measure معنی فارسی اندازه استاندارد واژههای دیگر با معنی «اندازه استاندارد» army standard score نمرات استاندارد و اندازه هاي بدني افراد quad density تکنيکي به اندازه چهار برابر چگالي، استاندارد يک دستگاه حافظه خاص بر روي، هر واحد فضاي آن دستگاه اطلاعات ثبت M.K.S. کيلوگرم متر در ثانيه، که نشانه سيستمي است در اندازه، گيري هائيکه روي اين واحد استاندارد طول calibration standard اندازه کاليبراسيون، استاندارد تنظيم