دیکشنری فارسی

standard time

UKstændədtaim

معنی فارسی

وقت بين المللي ساعت بين المللي ساعت استاندارد

معنی کامل و مثال‌ها

● زمان استانده (هر یک از 24 ساعتی که کره‌ی زمین به آن تقسیم شده است و ماخذ آن Greenwich در نزدیکی لندن است - هر یک از هشت ساعتی که امریکای شمالی را به آن بخش کرده‌اند)

● ساعت رسمی، وقت رسمی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the official time in a local region (adjusted for location around the Earth); established by law or custom

واژه‌های دیگر با معنی «وقت بين المللي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن